بسم الله الرحمن الرحیم
تا اینجا دانستیم که با توجه به آیات قران کریم٬انسان موجودی است که دارای ۵بعد نفسانی است که به لحاظ مراتب درجه بندی هستند.جمادی ٬نباتی ٬حیوانی ٬فرشته خویی٬انسانی.بعدی که با فرشتگان ما را مشترک می کند همان قوه ی عاقله است.فرشتگان مجرداتی هستند که عقل محض هستند. و اگر انسان فقط این بعد از نفس خود را پرورش داده و با عقل تنها٬ بخواهد ارتقا بیابد تازه به درجه ی فرشتگان رسیده است و این هنوز نسبت به بعد انسانی ما از درجه ی نازلی برخوردار است.زیرا در شب معراج وقتی در طبقات صعود به آسمان اول و عرش الهی جبرئیل با پیامبر گرامی ما همراهی می کرد تا جایی رسیدند که جبرئیل امین این برترین فرشته ی الهی نتوانست با پیامبر همراهی کند و عرض کرد اگر یک قدم جلوتر بیایم همه ی پرهایم می سوزد.در واقع آن دو بزرگوار به لبه ی مرز بین مقام فرشته و انسان رسیده بودند.نفس انسانی ما یک وجه متمایز دارد که در ۴بعد قبلی وجود ندارد و این نعمت و عطای الهی چیزی نیست جز" قلب " که انسان به داشتن ان اشرف مخلوقات نامیده شده و این همان ظرف دریافت وحی الهی است که باعث شد پیامبر گرامی را از جبرئیل امین برتر کند.جبرئیل در واقع یک حمل کننده ی آیات است و به هیچ وجه تحمل دریافت آنها را نداشته است.زیرا عقل توان درک و جذب آیات را ندارد.بلکه انسان بایستی با قلب خویش آیات و نشانه های الهی را جذب کرده و دریافت کند.شاید ایات و احادیثی نیز که ما را به خودشناسی دعوت می کند درواقع ما را به شناخت بعد انسانی مان یعنی قلب و دریافتهای ان دعوت می کند.
باید بگوییم ما کمتر به این بعد از وجودمان توجه کرده ایم و شاید آنقدر که از ابعاد نباتی و جمادی و حیوانی و عقلانی خود استفاده کرده ایم از این بعد خود را محروم ساخته ایم.شاید بگویید ما عشق و محبت را درک می کنیم و می دانیم این دو احساس را از قلب خود ساطع کرده ایم.اما دقت کنید که این دو حس عشق و محبت
باید باتوجه به نیت مان شناسایی شوند چه اینکه ممکن است از جنبه ی حیوانی ما ساطع شده باشند.شما در نمونه های حیوانی زیاد دیده اید که یک حیوان به حیوان هم نوع خود کمک می کند یا دلسوزی دارد یا محبت می کند یا عشق می ورزد.اما ان عشقی که از قلب صادر می شود قدرت غیر قابل مقایسه ای با این نوع احساس ها دارد.استاد شجاعی در تحقیقات خودشان به این نتیجه رسیده اند که خدمت کردن از بعد حیوانی انسان صادر می شود و تازه اگر ما به همنوع خود خدمت می کنیم از این بعد حیوانی خود بهره جسته ایم.
و هنوز از بعد انسانی خود بهره نگرفته ایم.قلب این موجود ناشناخته شاید در درون ما هنوز غریب و دست نخورده باقی مانده واگر کمی زندگی خود را زیر ذره بین حساب و کتاب مرور کنیم شاید نتوانسته ایم از این بعد یعنی بعد انسانی خود بهره ببریم و از دریافتهای ان خود را ارتقاءببخشیم.
بازم می نویسم...
۱-خداوندا بر مقام همه ی کسانی که باعنوان "معلم" مرا به این درجه از فهم رسانده اند بیفزا و درود و سلام خویش را نثار آنان نما.از همین جا برای همه شان توفیق عاقبت بخیری و سعادت مسآلت دارم."معلم گرامی روزت مبارک"
۲-خداوندا غریبم.غریب خود و غریب این دنیا.یاریم کن تا غریب از تو نباشم