♦️ مرحله ی دومِ این تغيير و تحول هنگامیست که «جان تبدیل به شیر » میشود.
✍️ #شیر نمادِ جنگاوری، رُبایندگی، ستیز، غرور و قدرت میباشد. حیوانی وحشی، رام نشدنی و سلطه جوست. توانایی او از نوعِ انفعالی نیست و به خدمتِ نیروهای بیرونی در نمی آید و معطوف به خود میباشد.
✍️ او میل به سروری دارد:
«اینجاست که جان شیر میشود و میخواهد آزادی فراچنگ آورد و سَروَرِ صحرای خویش باشد. اینجاست که آخرین سرورِ صحرای خویش را میجوید و با او و آخرین خدایِ خویش سرِ ستیز دارد. او میخواهد برای پیروزی بر اژدهای بزرگ با او پنجه در افکند. چیست آن اژدهای بزرگ که جان دیگر نخواهد او را سرور و خدایِ خویش خواند؟
اژدهای بزرگ را "تو_باید" نام است. اما جانِ شیر میگوید: "من میخواهم"»
✍️ همانطور که گفته شد جانِ شیر چون میل به سروری دارد، تابِ این را ندارد که سرورِ دیگری به جز خودش، بر صحرایِ او حکمرانی نماید_ آن هم اژدهایی که نامِ او " تو_ باید " است! _ چون جانِ شیر "تو_ باید" را مانعی بر سر راهِ تحقق آزادیِ خویش و "من میخواهم" میداند.
✍️ در اینجا منظورِ #نیچه یا #زرتشت از اژدهایِ تو_باید، همان نیرویِ ارزشهایِ مسلط بر جامعه ی انسانی ست، یا همان مطلق گرایی و جَزمیتی ست که پاسدارنده ی ارزشهایِ کهن میباشد و مدعی ست که تمامیِ ارزشها نزدِ اوست و بدین ترتیب راه را بر هر نوع ارزش آفرینی میبندد و برایِ "من میخواهم" جایی باقی نمیگذارد.
✍️ "آن زورمندترینِ اژدهایان چنین میگوید: ارزشهای چیزها همه بر من میدرخشد. ارزشی نمانده است که تاکنون آفریده نشده باشد و منم همه ی ارزشهایِ آفریده! به راستی، چه جایِ //من میخواهم// است دیگر!_ اژدها چنین میگوید.
✍️ بنابراین برای مقابله با این اژدها به جانِ قدرتمند و رباینده ی شیر نیاز است. جانی که میخواهد به فراسوی نیک و بد صعود کند و مرزهای ارزشگزارانِ گذشته را درهم شکند.
اما این پایانِ ماجرا نیست و هنوز جانِ شیر چیزی کم دارد. او هرچند میتواند در مقابلِ اژدها سینه سپر کند و او را از پای درآوَرَد اما تواناییِ آفریدنِ ارزشهای نو را ندارد:
«آفریدنِ ارزشهای نو کاریست که شیر نیز نتواند: اما #آزادی_آفریدن برایِ خویش بهرِ آفرینشِ تازه: این آن کاریست که شیر تواند. آزادی آفریدن بهرِ خویش و "نه" ای مقدس گفتن، در برابر وظیفه نیز: برای این به شیر نیاز هست برادران»
«اما برادران، بگویید، چیست آنچه کودک تواند و شیر نتواند؟ چرا شیرِ رباینده هنوز باید کودک گردد؟
کودک بی گناهی ست و فراموشی، آغازی نو، یک بازی، چرخی خودچَرخ، جنبشی نخستین، آری گفتنی مقدس»
ادامه دارد ...