کتلتها ی آل یاسین
🍽️ کتلتهای آلیاسین
یادداشتی از خانمی که آشپزیاش با دل بود، نه فقط با دست
یادمه شبهای ماه رمضان،
وقتی خورشید پایین میرفت و صدای قرآن و اذان در فضای مسجد آلیاسین میپیچید،
من توی آشپزخونه مشغول بودم؛
دلم با روزهدارهایی بود که منتظر یک سفرهی ساده و گرم بودن.
چهار سال، هر شبِ ماه رمضان، بدون وقفه،
۸۰ تا ۱۰۰ عدد کتلت پختم —
با سبزی خوردن تازه و سالاد گوجه و خیار.
نه برای چشم و نمایش، بلکه فقط برای دل.
برای من اون کتلتها فقط غذا نبودن؛
تکههایی از مهربونی بودن،
تکههایی از خودم.
با هر ورز دادن گوشت و سیبزمینی، یه دعا زیر لب میکردم:
«خدایا قوت دلشون باش، نه فقط قوت جسم.»
امروز که به اون عکسها و گیفهایی که توی تلگرامم ذخیره کردم نگاه میکنم،
بوی اون شبها، بوی کتلت داغ و دلِ روشن، دوباره توی دلم میپیچه...
این کتلتها هنوز هم راز دارند.
دستورش پیش خودمه.
مثل فرمول نوشابه کوکاکولا —
همیشه محفوظ، همیشه خاص.
🔸 نوشتهای از سُلی، بانویی با طعم و مهارت خاص